advertisement
چرا آقای فردوسی پور؟-یادداشت روز
چرا فردوسی پور به محض درخواست دایی برای طرح ادعاهای کهنه اش بهترین فرصت را به او می دهد و به جای 30 دقیقه درخواستی با گشاده دستی 2 ساعت همه چیز را در اختیارش می گذارد که برای هزارمین بار صدها میلیون تومان پول بی زبان این مردم را هیچ بداند و پس از گذشت 16 سال از لگد دروازه بان بحرینی همچنان خودش را به خاطر آن لگد جادویی مستحق بسیار بیش از آنچه تا به حال از این فوتبال کسب کرده معرفی کند؟
امیرحسین جلالی
ْسایت گل - مخاطب این یادداشت ابدا علی دایی نیست. آن چه باعث نگارش این کلمات می شود دریغ و افسوسی است که از رویکرد جدید عادل فردوسی پور و برنامه نودش پدید آمده است. ما فردوسی پور را تنها پناه مردم در مقابل بقیه می دانستیم و فرصتی که دیشب در میان حیرت همگان به علی دایی داد باعث نگرانی همه دوستداران و علاقمندان برنامه نود شده است.
داستان شکایت علی دایی از فدراسیون فوتبال و آشوبی که به تازگی دوباره خبر اول ورزش ایران شده تازگی ندارد. دایی سالهاست که با تمام توان و قوا در زمین و کنار آن برای "چیزی" به شدت و بیش از همگان زحمت می کشد و کسی در این از جان مایه گذاشتن تردیدی ندارد.
تنها اختلاف ما و آقای دایی نام آن "چیز" است. ایشان معتقد است از زمانی که راه بیله سوار به تهران را برای درس خواندن در دانشگاه شریف و بازی در بانک تجارت می پیمودند تا ضرباتی که در بازیهای مقدماتی جام جهانی 94 و بازیهای آسیایی هیروشیما مقابل کره شمالی و بحرین به سر و شکمشان وارد شده، همه و همه برای اعتلای نام ایران و شادی دل مردمان بوده و ما فکر می کنیم لزوما چنین نیست.
روزگاری بود که داستانهای مربوط به علی دایی از کمیک بوکهای کلاسیکی مثل سوپرمن و بتمن و اسپایدرمن هم بیشتر خواننده و خواهان داشت و امروز دیگر آن روزگار نیست.
دایی برای مردم همان روزی تمام شد که تصمیم گرفت حتی شکرگزاری اش از خداوند و تشکرش از مردم را نیز با نفرت نمایش دهد. نفرت از زمین و زمان و هرکس و هرچیزی که دایی را شهریار نداند و ذره ای به شایستگی او در تصاحب موقعیتی که دراختیار گرفته شک کند. بهانه جدید آقای دایی در ابراز این نفرت جهان شمول اخراج به ظاهر برنامه ریزی شده و "به فرموده" ایشان از نیمکت تیم ملی ایران است.
این یادداشت لازم می داند تاکید کند که دایی تا روزی که در این کشور و این فوتبال حضور دارد به رویه مالوفش ادامه خواهد داد و تنها شکل بازیهای اوست که تغییر می کند. پس روی سخن این یادداشت با دایی نیست.
سوال اصلی این است که چرا فردوسی پور به محض درخواست دایی برای طرح ادعاهای کهنه اش بهترین فرصت را به او می دهد و به جای 30 دقیقه درخواستی با گشاده دستی 2 ساعت همه چیز را در اختیارش می گذارد که برای هزارمین بار صدها میلیون تومان پول بی زبان این مردم را هیچ بداند و پس از گذشت 16 سال از لگد دروازه بان بحرینی همچنان خودش را به خاطر آن لگد جادویی مستحق بسیار بیش از آنچه تا به حال از این فوتبال کسب کرده معرفی کند؟
مشاوران آقای دایی دو سه سالی است که به او آموخته اند خودش را در مقابل خدا و مردم متواضع نشان دهد. زیرا این کار خرجی ندارد و درعوض به او این فرصت را می دهد که حملاتش به دیگران را بی پرواتر انجام دهد. دایی بسیار از خدا یاد می کند و ثروت و قدرت و موقعیت افسانه ایش را فقط و فقط لطف و مرحمت او می داند. فقط اشکال کار اینجاست که مردمان این مرز و بوم چنین ادعاها و اداهایی را سالیانی است که از آدمهای مختلف در پستهای مختلف دیده و به سنگ محک آزموده اند. از خدا و الطاف بی پایان او سخن گفتن و مخالفان را به تیر غیب او حواله دادن سکه رایج این حوالی است .
این است که علیرغم تمام محبت فردوسی پور در طراحی سوال پیام کوتاه باز هم مردم نظرشان را رک و صریح بر ضد دایی ابراز می کنند.(پس از آنکه خود دایی گزینه یک را انتخاب کرد دیگر تردیدی در تفسیر نظر مردم وجود ندارد) اما برنامه نود بهتر بود سوالش را این طوری طراحی می کرد: «آیا شما موافقید که فدراسیون حتی یک ریال بابت مربیگری تیم ملی به علی دایی بپردازد یا خیر؟» و آن وقت می دید که ترکیب نظرات مردم چگونه این حربه دوم را هم از دست دایی خارج می کرد.
اینکه کسی چنان خودش را به ندیدن و نشنیدن بزند که بارها و بارها نارضایتی و نخواستن مردم را نبیند و نشنود هم در تاریخ این مرز و بوم تازگی ندارد. علی دایی یکی از ساده ترین راهها و بهترین موقعیتها برای صعود تیم ملی به جام جهانی را به هدر داد و از 5 بازی به لطف معجزات رحمتی و داوران(برای اولین بار در تاریخ فوتبال آسیا تیمی به ریاض سفر کرد و داوری در ورزشگاه ملک فهد به جای آن تیم سر عربستان را برید، راستی کسی خبر دارد چرا مارک شیلد جوان پس از آن بازی به یکباره از داوری خداحافظی کرد؟)6 امتیاز گرفت و بخت صعود را عملا به باد داد و هشتصد میلیون تومان دستمزد هم بابت این خدمت نوش جان کرد و حالا و پس از ماهها به جای عذرخواهی تمام قد از مردم با تمام قوا هل من مزید سر داده و باز هم بیشتر و بیشتر می خواهد.
البته ما باید باور کنیم که علی دایی نه تنها این بار که هرگز به دنبال پول نبوده است. چرا؟ به این دلیل که در اردبیل مدرسه ای هزار و خرده ای متری ساخته و به آموزش و پرورش داده و لابد با درشت ترین حروف ممکن بر سردر آن ننوشته: "مدرسه شهریارعلی دایی"!
اگر استدلالهای حقوقی آقای دایی در مطالباتشان هم به این اندازه دندان شکن بوده اند که باید به آقای دکتر شریفی دست مریزاد گفت که رای بدویشان را به نفع ایشان صادر کردند. این یادداشت ادعای حقوق دانی ندارد ولی سستی ادعاهای دایی آن قدر اظهر من الشمس بود که آرزو می کند ای کاش ایشان هرچه زودتر دعوایشان را به فیفا ببرند تا آن جا هم بی میلی حیرت انگیز آقای دایی به پول معلوم شود.
دکتر صالحی برطبق قرارداد می گوید که "مبلغ" قرارداد(و نه "مدت" آن) در سالهای دوم و سوم توافقی بوده و شما با فدراسیون توافق کتبی بر سر مبلغ نکرده اید و بر اساس صریح مندرج در متمم، قرارداد فسخ می شود. اما جناب دایی با حرارت و اعتماد به نفسی حیرت انگیز فریاد می کشد که: شما چه دلیلی دارید که ما توافق نکردیم؟!! و قاعده جهان شمول «البینه علی المدعی»(کسی که ادعایی دارد باید دلیل ارائه کند و نه آن که انکار می کند) را هم مثل فهم بینندگان میلیونی نادیده می گیرد.
چنین است که دعوای آقای دایی و فدراسیون بی هیچ دلیل منطقی به پربیننده ترین برنامه تلویزیون ایران می آید و کسی نیست که ضرورت دعوت از دایی را برای مردم توضیح دهد.
عادل فردوسی پور و برنامه نود در این سالها تنها تریبونی بود که می شد برای ساعاتی پای آن نشست و کمی از حقیقت بهره برد، اما رویکرد جدید این برنامه اصلا امیدوارکننده نیست.....
داستان شکایت علی دایی از فدراسیون فوتبال و آشوبی که به تازگی دوباره خبر اول ورزش ایران شده تازگی ندارد. دایی سالهاست که با تمام توان و قوا در زمین و کنار آن برای "چیزی" به شدت و بیش از همگان زحمت می کشد و کسی در این از جان مایه گذاشتن تردیدی ندارد.
تنها اختلاف ما و آقای دایی نام آن "چیز" است. ایشان معتقد است از زمانی که راه بیله سوار به تهران را برای درس خواندن در دانشگاه شریف و بازی در بانک تجارت می پیمودند تا ضرباتی که در بازیهای مقدماتی جام جهانی 94 و بازیهای آسیایی هیروشیما مقابل کره شمالی و بحرین به سر و شکمشان وارد شده، همه و همه برای اعتلای نام ایران و شادی دل مردمان بوده و ما فکر می کنیم لزوما چنین نیست.
روزگاری بود که داستانهای مربوط به علی دایی از کمیک بوکهای کلاسیکی مثل سوپرمن و بتمن و اسپایدرمن هم بیشتر خواننده و خواهان داشت و امروز دیگر آن روزگار نیست.
دایی برای مردم همان روزی تمام شد که تصمیم گرفت حتی شکرگزاری اش از خداوند و تشکرش از مردم را نیز با نفرت نمایش دهد. نفرت از زمین و زمان و هرکس و هرچیزی که دایی را شهریار نداند و ذره ای به شایستگی او در تصاحب موقعیتی که دراختیار گرفته شک کند. بهانه جدید آقای دایی در ابراز این نفرت جهان شمول اخراج به ظاهر برنامه ریزی شده و "به فرموده" ایشان از نیمکت تیم ملی ایران است.
این یادداشت لازم می داند تاکید کند که دایی تا روزی که در این کشور و این فوتبال حضور دارد به رویه مالوفش ادامه خواهد داد و تنها شکل بازیهای اوست که تغییر می کند. پس روی سخن این یادداشت با دایی نیست.
سوال اصلی این است که چرا فردوسی پور به محض درخواست دایی برای طرح ادعاهای کهنه اش بهترین فرصت را به او می دهد و به جای 30 دقیقه درخواستی با گشاده دستی 2 ساعت همه چیز را در اختیارش می گذارد که برای هزارمین بار صدها میلیون تومان پول بی زبان این مردم را هیچ بداند و پس از گذشت 16 سال از لگد دروازه بان بحرینی همچنان خودش را به خاطر آن لگد جادویی مستحق بسیار بیش از آنچه تا به حال از این فوتبال کسب کرده معرفی کند؟
مشاوران آقای دایی دو سه سالی است که به او آموخته اند خودش را در مقابل خدا و مردم متواضع نشان دهد. زیرا این کار خرجی ندارد و درعوض به او این فرصت را می دهد که حملاتش به دیگران را بی پرواتر انجام دهد. دایی بسیار از خدا یاد می کند و ثروت و قدرت و موقعیت افسانه ایش را فقط و فقط لطف و مرحمت او می داند. فقط اشکال کار اینجاست که مردمان این مرز و بوم چنین ادعاها و اداهایی را سالیانی است که از آدمهای مختلف در پستهای مختلف دیده و به سنگ محک آزموده اند. از خدا و الطاف بی پایان او سخن گفتن و مخالفان را به تیر غیب او حواله دادن سکه رایج این حوالی است .
این است که علیرغم تمام محبت فردوسی پور در طراحی سوال پیام کوتاه باز هم مردم نظرشان را رک و صریح بر ضد دایی ابراز می کنند.(پس از آنکه خود دایی گزینه یک را انتخاب کرد دیگر تردیدی در تفسیر نظر مردم وجود ندارد) اما برنامه نود بهتر بود سوالش را این طوری طراحی می کرد: «آیا شما موافقید که فدراسیون حتی یک ریال بابت مربیگری تیم ملی به علی دایی بپردازد یا خیر؟» و آن وقت می دید که ترکیب نظرات مردم چگونه این حربه دوم را هم از دست دایی خارج می کرد.
اینکه کسی چنان خودش را به ندیدن و نشنیدن بزند که بارها و بارها نارضایتی و نخواستن مردم را نبیند و نشنود هم در تاریخ این مرز و بوم تازگی ندارد. علی دایی یکی از ساده ترین راهها و بهترین موقعیتها برای صعود تیم ملی به جام جهانی را به هدر داد و از 5 بازی به لطف معجزات رحمتی و داوران(برای اولین بار در تاریخ فوتبال آسیا تیمی به ریاض سفر کرد و داوری در ورزشگاه ملک فهد به جای آن تیم سر عربستان را برید، راستی کسی خبر دارد چرا مارک شیلد جوان پس از آن بازی به یکباره از داوری خداحافظی کرد؟)6 امتیاز گرفت و بخت صعود را عملا به باد داد و هشتصد میلیون تومان دستمزد هم بابت این خدمت نوش جان کرد و حالا و پس از ماهها به جای عذرخواهی تمام قد از مردم با تمام قوا هل من مزید سر داده و باز هم بیشتر و بیشتر می خواهد.
البته ما باید باور کنیم که علی دایی نه تنها این بار که هرگز به دنبال پول نبوده است. چرا؟ به این دلیل که در اردبیل مدرسه ای هزار و خرده ای متری ساخته و به آموزش و پرورش داده و لابد با درشت ترین حروف ممکن بر سردر آن ننوشته: "مدرسه شهریارعلی دایی"!
اگر استدلالهای حقوقی آقای دایی در مطالباتشان هم به این اندازه دندان شکن بوده اند که باید به آقای دکتر شریفی دست مریزاد گفت که رای بدویشان را به نفع ایشان صادر کردند. این یادداشت ادعای حقوق دانی ندارد ولی سستی ادعاهای دایی آن قدر اظهر من الشمس بود که آرزو می کند ای کاش ایشان هرچه زودتر دعوایشان را به فیفا ببرند تا آن جا هم بی میلی حیرت انگیز آقای دایی به پول معلوم شود.
دکتر صالحی برطبق قرارداد می گوید که "مبلغ" قرارداد(و نه "مدت" آن) در سالهای دوم و سوم توافقی بوده و شما با فدراسیون توافق کتبی بر سر مبلغ نکرده اید و بر اساس صریح مندرج در متمم، قرارداد فسخ می شود. اما جناب دایی با حرارت و اعتماد به نفسی حیرت انگیز فریاد می کشد که: شما چه دلیلی دارید که ما توافق نکردیم؟!! و قاعده جهان شمول «البینه علی المدعی»(کسی که ادعایی دارد باید دلیل ارائه کند و نه آن که انکار می کند) را هم مثل فهم بینندگان میلیونی نادیده می گیرد.
چنین است که دعوای آقای دایی و فدراسیون بی هیچ دلیل منطقی به پربیننده ترین برنامه تلویزیون ایران می آید و کسی نیست که ضرورت دعوت از دایی را برای مردم توضیح دهد.
عادل فردوسی پور و برنامه نود در این سالها تنها تریبونی بود که می شد برای ساعاتی پای آن نشست و کمی از حقیقت بهره برد، اما رویکرد جدید این برنامه اصلا امیدوارکننده نیست.....
از نظر شما متشکریم!
لطفا نام خود را وارد نمائید
لطفا نام محل زندگی تان راوارد نمائید.
لطفا نظرتان را به اشتراک بگذارید!
464 نظرات شما
تبلیغات
انتخاب کاربران
/* empty because this one does not have controls */?>
-
گزارش روز: در این فصل لالیگا کدام تاثیرگذارتر بودند؟ مسی یا رونالدو؟
فکر می کنید اگر گل های این دو ستاره نبود، شرایط جدول لالیگا چگونه می شد؟
-
یک گفت و گوی ویژه- مسی: بالاخره روزی با آرژانتین هم به این موفقیتها می رسم
ستاره آرژآنتینی باشگاه بارسلونا در گفت و گویی ویژه به بررسی شرایط کنونی اش در دنیای فوتبال پرداخته
-
74ساعت بعد از دربی 74: چرا نتیجه زیر و رو شد؟
در واقع پرسپولیس پانزده دقیقه پایانی را بدون مدافع چپ بازی کرد. حالت بدبینانه این ریسک، آن بود که فضای کافی برای شریفات ایجاد شود که گل سوم را بزند
-
نظرخواهي گل: آيا استقلال را مدعي اصلي قهرماني ميدانيد؟
با اين وضعيت امتيازات و با اوضاع و احوالي كه مصدوميتهاي پياپي بر اردوي استقلال حاكم كرده، هنوز هم اين تيم را مدعي اصلي قهرماني در ليگ يازدهم ميدانيد؟
-
گزارش روز: فوریه، ماه سیاه زلاتان
اگر زلاتان برای سه جلسه از همراهی میلان محروم شود، در این ماه تنها مقابل آرسنال در لیگ قهرمانان می تواند برای تیمش بازی کند
تبلیغات
تبلیغات